تا روز عاشورا میهمان یزدی ها هستم و عصر عاشورا به سمت مشهد راهی میشم.
اصرار نکنید که سوغاتی بلرلتون نمی آرم :)
سعی می کنم عکسای قشنگی بگیرم و در فرصت مناسب از همونجا وبلاگ رو تنها نذارم و بازم بنویسم.
تو این شبهای نورانی من رو از دعای خیر خودتون محروم نکنید
یا علی

یلدا، طولانی ترین شب سال
شبی که صبحی برایش نیست
شاید شب عاشورا نیز برای حلقه ی یاران با وفا، چنین شبی بوده است،طولانی ترین شب سال، شبی که به سپیده نمی رسید.
چه تقارن پر معنای است میان شب های محرم و یلدا، طولانی ترین شب سال ...
مسجد گوهرشاد
سجده گاه عارفان...
بانگ موذن: الهم ما بنا من نعمته فمنک...
پرواز می کنم تا آسمان


هوا سرد بود و خشک، با 2تا مینی بوس از دانشگاه به آنجا آمده بودیم. عشق آسمان و چشمک زدن ستاره ها ما را به آنجا کشانده بود، در نزدیکی شب چله...
در نگاه اول زمین خاکی و برج آجری خبر از اسرار درون این گنجینه ی ملی نمی داد. ما به برج تاریخی رادکان آمده بودیم، برای رصد ستارگان (بی خبر از اینکه ابرها مزاحم ما خواهند بود وتا خود صبح میهمان نا خوانده ی مایند)
سفر ما از روبروی در دانشگاه شروع شد و با فاصله ی زمانی یک ساعت و نیم از محل حرکت،به برج تاریخی رادکان رسیدیم. ساعت 9 شب بود.
در ابتدا جوانی آگاه و خوش بیان به نام پاک جو کلیاتی در مورد نجوم، رصد و شرایط آن بیان نمود و حال و هوای جمع 50 نفره ی ما را آسمانی نمود. از صور فلکی و سحابی ها گفت، از قدر ستارگان و فاصله ی آنها که خیلی دور خیلی نزدیکند به ما.
در ادامه برج زیبای رادکان را معرفی کرد که ساخته ی خواجه نصیرالدین توسی بود.این بنا که با دقت بی نظیری ساخته شده،کاربردهای فراوانی داشته، که متاسفانه بر اثر مرور زمان وتخریب سقف آن،مهمترین کاربرد آن که نشان دادن صور فلکی در سقف کاذب آن بوده است، از دست رفته است.بعد از معرفی برج، تلسکوپ را مستقر کردیم و نحوه ی استفاده از آن را آموختیم. آماده ی رصد بودیم که با آسمان ابری مواجه شدیم ( بر خلاف اظهار نظر هواشناسی که خلاف این عقیده را داشت!)
صبر و انتظار، خلاقیت دوستان را برانگیخت تا به جای دعا برای پراکنده شدن ابرها، دست به کارهای جدید بزنند. عده ای شعر می خواندند و زیر سقف آسمان مشاعره می کردند، دسته ای مشغول بازی بودند،گروهی دور آتش جمع شده و خاطره تعریف می کردند،جمعی در خواب بودند و اندکی از دوستان در حلقه ای که من هم جزء آن بودم مشغول بحث اعتقادی و بعدتر سیاسی بودند.
این ماجرا تا خود صبح ادامه داشت. هرچند در نیمه های شب ابرها موقتآ کنار رفتند و همه با شوق مشغول رصد شدیم، اما بیشترین زمان این اردو ، صرف تبادل نظر و مباحثه شد و با شیرینی گذشت.
صبح هم ابر های زیبا مانع دیدن طلوع خورشید شدند، اما گروه با شادی، از خورشید پشت ابر عکس می گرفتند و از هوای پاک لذت می بردند.
سفر شیرین ما 9 صبح به پایان رسید و به مشهد بازگشتیم.

بنا بر این وبلاگ این حقیر زین پس فقط با دست نوشته های خودم خط خطی خواهد شد.
چشم امید به پندها وراهنمایی دوستان صاحب قلم دارم تا مرا یاری نمایند.
روزهای زیبایی برایتان آرزومندم.
محمد اخلاقی


نکته ناراحت کننده این است که این فقط یک معرفی است و خود سیستم عامل حدود یک سال دیگر ارایه خواهد شد. اینجا شما قرار است کروم را برای بار اول ببیند و ببینید که چطور با سیستم عامل های دیگر فرق دارد. پس مطلب را دنبال کنید.
این عبارت از طرف گوگل گفته شده: "گوگل کروم یک سیستم عامل بازمتن سبک است که در ابتدا برای نت بوک ها ساخته شده است و بیشتر کارهای کاربر را از طریق وب انجام خواهد داد. گوگل کروم روی سیستم عامل ویندوز یا لینوکس نت بوک ها نصب می شود."
سیستم عامل گوگل کروم چیست؟ پاسخ در این است که این سیستم عامل در واقع نوعی مرورگر است. یک نرم افزار که روی نت بوک نصب میشود و از سرویس های وب مانند جیمیل، گوگل داکس و غیره استفاده می کند. در واقع گوگل کروم از آپلیکشن های مبتنی بر وب استفاده می کند بنابراین چیزی برای نصب روی آن وجود نخواهد داشت یا دنبال آپدیت نخواهید بود.
فقط وب اپلیکشن ها: کروم فقط نرم افزارهای مبتنی بر وب را روی کامپیوتر شما اجرا خواهد کرد. در واقع ماموریت مهم کروم، نفوذ بیشتر وب اپلیکیشن ها به عمق سیستم عامل ها است.
سرعت بالا: کروم برای سرعت بالا ساخته شده و فوق العاده سبک است. نت بوک دارای کروم در کمتر از ده ثانیه بالا می آید و مرورگر کروم بسیار سریع خواهد بود.
از هارد درایو خبری نیست: جناب کروم خوش سلیقه است و فقط از حافظه های SSD پشتیبانی می کند. کسانی که هارد دیسک دارند فعلا ناراحت بمانند.
باید نت بوک گوگل کرومی بخرید: فعلا قرار است که گوگل کروم روی سخت افزارهای تایید شده توسط گوگل نصب شود. بنابراین شما به راحتی نمی توانید این سیستم عامل را روی هر چیزی نصب کنید.
کی؟ گوگل در این مورد روشن صحبت نکرده است! یک روزی در سال آینده سیستم عامل گوگلی را خواهید داشت. همین.
چرا این سیستم عامل مهم است؟ این نخستین سیستم عاملی است که به معنای واقعی سیستم عامل ها را به طور کامل آنلاین می کند. چند لحظه صبر کنید و فکر کنید. همه چیز آنلاین است. ( البته سعی کنید فراموش کنید که در ایران هستید و اینجا رتبه سرعت اینترنت از آخر جزو اول ها است ) آن وقت متوجه می شوید که این یک حرکت بسیار مهم است. وقتی که صحبت از سیستم عامل گوگل میشد همه فکر می کردند که باید منتظر یک توزیع شبیه لینوکس باشند که دسترسی راحتی به ابزارهای گوگلی داشته باشد. اما حالا در واقع با یک مرورگر جدید مواجه شدند. انتخابی که یک کار هوشمندانه توسط گوگل تلقی میشود.
این مرورگری است که برای هر تب از پردازشگر مجزایی استفاده می کند، به منابع سیستمی دسترسی دارد و می تواند آفلاین کار کند. در واقع نمی توانیم آن را یک مرورگر بنامیم. شاید همان نام سیستم عامل گوگل کروم بهتر باشد.
الهی!فاجْعَلْنا من الذین تَرَسَّخَتْ اشْجارُ الشّوق ِ الیک فی حَدائِق ِ صُدور ِهم!
.
.
.
خدایم! مارا از آنان که درخت های اشتیاق به تو در باغ های قلبهاشان ریشه کرده، قرار بده !
پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد اما
آلوده نمیگردد!
همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست.
.
.
.

عجايب فراوان از مولاي متقيان علي (ع) شنيده شده، از دلاوريها و رشادتها، احسان و نيكوكرداري، صبر و بردباري، اما يكي از شگفتيهاي اين بزرگ مرد عالم اسلام خطبهايست كه كه بدون نقطه و بداهه و البته بدون تامل قرائت نموده اند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند، یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.
متن كامل اين خطبه به همراه معني فارسي آن را مشاهده فرمائيد
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.
معنی:
ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ )
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها
منابع:- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
- برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)
- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
- الصراط المستقیم
- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)
- بحار الانوار
- منهاج البراعة

1- یک تایوانی 64 ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال 1973 دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد.

2-یک مرد هندی که برادر دوقلو اش را حامله بود. یکی از عجیب ترین موارد پزشکی که یک از دو جنین در داخل رحم دیگری مدفون شده است.او همیشه فکر می کرد که توموری در داخل شکم خود دارد تا اینکه این تومور زیادی بزرگ شد و پزشک ها پس از عمل اعضای انسان را از داخل شکم او بیرون آوردند.نکته جالب این است که وقتی یک دوقلو در بدن دیگری اسیر می شود می تواند به زندگی خود مثل یک انگل ادامه دهد تا زمانی که شروع به صدمه زدن به میزبان خود می کند.

3-یک سرباز ژاپنی که حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم از ترس آمریکایی ها ۲۸ سال در خفا زندگی می کرد.او از سال 1944 تا 1972 در یک غار جنگلی زیر زمینی با دو نفر از ساکنان آنجا زندگی می کرد ، حتی پس از آنکه اعلامیه های پایان جنگ را دیده بود.

4-مهران کریمی ناصری (یک پناه جوی ایرانی) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاریس زندگی میکند و از آن بیرون نیامده است.او بعد از اینکه در کشور خود به زندان افتاد به کشورهای مختلفی تقاضای پناهندگی داد که ناموفق بود. ظاهرا فیلم ترمینال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازی می کرد با الهام از مهران کریمی ناصری بوده است.با وسیله ها و کیف ها او همیشه شبیه یک مسافر است و کسی به او توجه نمی کند.

5-یک سیاستمدار ژاپنی که فکر میکند خدا و مسیح است و تصمیم دارد دنیا را با رسیدن به مدارج سیاسی تغییر دهد. او قایل به یکی بودن دین و سیاست است و میخواهد قوانین سازمان ملل را تغییر بدهد و … او در انتخابات زیادی شرکت کرده ولی موفق نشده است.

6-بیهاری هندی که یک کشاورز است در سال ۱۹۷۶ تا 1994 رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسی هند جنگید تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمویش با رشوه او را رسما و دولتی کشتانده بوده است تا زمینش را تصاحب کند.او زمانی متوجه شد که می خواست از بانک وام بگیرد. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر دیگر هم سرنوشت او را دارند
.این انجمن الان 20،000 عضو دارد که تا سال 2004 آنها موفق شدند که 4 نفر از اعضا را زنده اعلام کنند.

7-دیوید ایکه که یک بازیکن حرفه ای سابق فوتبال بریتانیایی است، معتقد است جهان را کسانی اداره میکنند که از نسل خزندگانند. به نظر او این افراد تمایلات کودک آزاری و شیطانگرایانه دارند. او الیزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قدیم میداند و در کتابهایش (۱۵ کتاب) سعی میکند این افراد را معرفی و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از یک سخنرانی 5 ساعته برای دانش آموزان مورد تشویق دانشگاه تورنتو در سال 1999 قرار گرفت.

8-الن بادن آمریکایی که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپی انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتیکان را به رسمیت نمی شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدینش با پاپی برگزیدند. او همچنان به کارش ادامه میدهد.

9-ناکاماتسو مخترع ژاپنی که بیش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپی دیسک) و رکورد جهانی را برای تعداد اختراعاتش دارد. او در ۳۴ سال گذشته از تمام غذاهایی که خورده عکس گرفته و آن را تجزیه تحلیل کرده. هدفش این است که ۱۴۰ سال زندگی کند.

10-میشل لوتیتوی فرانسوی همه چیز می خورد از تلویزیون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شیشه و پلاستیک و … البته اگر آن شی کمی برزگ باشد خوردنش نیز طول می کشد. مثلا دو سال طول کشید از1978 تا 1980 که او توانست یک هواپیما را بخورد. ظاهرا او یک معده و روده ای با دو برابر ضخامت قابل انتظار دارد و اسید گوارشی او دارای قدرت غیر معمولی است که به او امکان خوردن فلزات را می دهد

یکی از مهمترین شعار های دولت نهم عدالت و شایسته سالاری بود. این وعده زیبای دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور دستگاه ها و یا تخریب و توطئه معرفی می کنند مستقیما توسط روسای بالای این دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده در این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولت های پیشین به واگذاری پست های دولتی و اداری میان اقوام و فامیل اقدام کرده است.
قبل از روی کار آمدن دولت نهم یکی از انتقادهایی که به دولت های گذشته وارد می شد این بود که کشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان و کسانی که از نظر فکری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیکی و دوری در چینش مدیران تبدیل به یک اصل شده است.
دولت احمدی نژاد با شعار عدالت گستری، مهرورزی و خدمت کار خود را آغاز کرد و بر شایسته سالاری تاکید داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر می رسد در دولت جدید نه تنها حلقه خودی ها تنگ تر شده که بحث تجربه گرایی با نگاه بازکردن حلقه مدیران به کلی به فراموشی سپرده شده است. و دولت نهم، نه تنها از حجم دیوانسالاری اداری و دولتی ایران کم نکرده، که بانی بخش جدیدی در آن شده است. به نام دیوانسالاری فامیلی.
بعد از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و کارکنان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند.
در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و انحصاری شده است، و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.
لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد
نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها
داوود احمدی نژاد: بازرس
نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود
احمدی نژاد است.
علیرضا مددی: مدیر
عامل سازمان تامین اجتماعی،
مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بودهاست.
حسین شبیری: رییس
صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون
مرکز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس
سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردکانی: وزیر
تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
سیدمحسن نبوی: عضو
هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی،
داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان: وزارت
صنایع و معادن،پس از برکناری
علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی
گردید.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر
زاده مهندس باهنر، یکی از مشاورین احمدینژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات کشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیرکل
وزارتی وزیر نیرو،
برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور
خانواده وزیر کشور،
زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون
وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون
پارلمانی وزیر کشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست
وزارت امور اقتصاد
و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار
ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر: وزارت
امور خارجه، وی که همسر منوچهر
متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به
سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت
خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربینالملل
جدا و همراه با دفتر امور زنان این
وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات
امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد
هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بودهاست بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.
ادامه مطلب...

شاید از دید عموم بهترین توصیه برای داشتن موهای سالم و زیبا شستشو با شامپو و استفاده از نرم کننده های مناسب باشد، اما بهترین کار برای به دست آوردن موهای زیبا و سالم این است که به جای حمام، به آشپزخانه بروید!
موهای شما به طور طبیعی، ماهانه رشدی به اندازه ۶ تا ۱۲ میلیمتر دارند و مواد لازم برای رشد و داشتن ساختار طبیعی و سالم را از مواد غذایی که می خورید به دست می آورند نه از شامپوها و نرم کننده ها و محصولات تجاری دیگر.
برای داشتن موهای سالم و زیبا بهتر است ۹ غذای زیر را در رژیم غذایی روزانه خود بگنجانید:
ادامه مطلب...
در صورت نداشتن جا کافی برای نگهداری از روزنامه ها و یا مجله ها در منزل و یا محل کار خود، می توانید از ایده بسیار ساده زیر استفاده کنید.


شاید با دیدن این صحنه بعد از مدتها از دیدن محصولات و خدمات مایکروسافت به وجد آمدم !
نوروز (Nowrūz) یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
زمان نوروز
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه نخست برج حمل نامیده میشود،و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.
در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی رایج است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.
واژه نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژه پارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی بهکار میرود:
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد میکردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو مینامیدند.
واژه نوروز در الفبای لاتین
در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته میشوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه میشود. این شکل از املای واژه نوروز، هماکنون در نوشتههای یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.
ادامه مطلب...
![]()
مسلما برای شما هم پیش آمده که فیلمی را از اینترنت دانلود کرده و یا از دوستانتان گرفتهاید، اما این فیلم زیرنویس فارسی نداشته است. پیدا کردن زیرنویس فیلمها این روزها بسیار آسان است، به طوری که معمولا زیرنویس انگلیسی فیلمها و سریالها چند روز بعد از اکرانشان روی سایتهای اینترنتی قرار می گیرد . در این پست علاوه بر معرفی ۲ سایت زیرنویس، نرمافزاری برای پخش زیرنویس فارسی فیلمها و آموزش دیدن فیلم با زیرنویس را برای شما قرار خواهیم داد . بدون شک اگر تا به الان با دیدن فیلم با زیرنویس مشکل داشتهاید، بعد از خواندن این پست میتوانید فیلمهای مورد نظر خود را با زیرنویس دلخواهتان مشاهده کنید.
در ابتدا به معرفی ۲ سایت که در آن زیرنویس فیلمها را میتوان پیدا کرد، میپردازیم . سایت اول یعنی Subscene یک سایت بین المللی است که در آن زیرنویس فیلم مورد
نظرتان به تمام زبانهایی که تا به حال ترجمه شده است، خواهید یافت . ضمنا
اگر فیلمی نسخه دو سی دی باشد، شما میتوانید زیرنویس مخصوص به آن را در
این سایت پیدا کنید. اصولا برای پیدا کردن زیرنویسهای انگلیسی Subscene
بهترین گزینه است با اینکه زیرنویسهای فارسی زیادی نیز در آن یافت میشود
. از دیگر ویژگیهای این سایت این است که دانلود در آن نیازی به ثبتنام
ندارد. برای ورود به این سایت اینجا را کلیک کنید
سایت دومی که خدمتتان معرفی می کنیم سایت Farsisubtitle هست . این سایت که مدتی خارج از دسترس بود، بعد از تغییر هوست، اکنون با قدرت بیشتری به کار خودش ادامه میدهد . می توان با اطمینان گفت اگر زیرنویس فارسی فیلم یا سریالی موجود باشد، قطعا در سایت فارسی سابتایتل پیدا خواهید نمود. در این سایت زیرنویس اکثر سریال روز که توسط دوستان عزیز ترجمه و زیرنویس شده اند قرار دارد. ضمنا میتوانید در بخشهای دیگر این سایت که به صورت انجمن می باشد، کاور فیلمها ، فیلمنامه ، تورنت فیلمها و …. پیدا کنید. برای ورود به این سایت اینجا کلیک کنید .
اکنون شما زیرنویس فیلم مورد نظرتان را دانلود کرده اید. قطعا فرمت زیرنویس شما یا Srt هست و یا Sub/idx که اولی یک فایل و دومی دو فایل میباشد. برای شروع کار ابتدا باید این فایل زیرنویس که از اینترنت دریافت کردهاید، کنار فیلمتان در همان پوشه قرار دهید . سپس نام فایلهای زیرنویس را هم نام فیلم خود کنید. برای مثال اگر اسم فیلمتان Saw هست باید اسم زیرنویسهایی که در همان فولدر کنارش قرار دارند Saw باشد. اکنون فیلم شما آماده دیدن هست، اما برای پخش زیرنویس شما باید از نرم افزارهایی که کدک آن را دارند استفاده کنید. برای مثال نرم افزار KM Player و K-Lite Codec Pack پیشنهاد ما می باشد که در این پست KM Player را معرفی کوتاهی می کنیم .

بی شک KM Player را میتوان یکی از محبوبترین و جامعترین نرم افزارهای پخش فیلم دانست . این نرم افزار تقریبا تمامی فرمتهای موجود روی وب و فرمتهای ویدیویی را به راحتی پخش می کند . بنابراین شما با داشتن نرم افزار KM Player دیگر دغدغه پخش فرمتهای مختلف ویدیویی و زیرنویسها رو نخواهید داشت. ابتدا این نرم افزار رایگان را از اینجا دانلود کنید. بعد از نصب کافی است روی فیلم خود کلیک کرده تا به راحتی آن را با زیرنویس مشاهده کنید. شما میتوانید فونت زیرنویس ، سایز , رنگ و … را تغییر دهید. کافیست هنگام پخش فیلم روی فیلمتان راست کلیک کرده و به منوی سابتایتل رفته و تنظیمات دلخواهتان را انجام دهید . ضمنا شاید بعضی از زیرنویس ها حین فیلم عقب جلو رود و یا اینکه زمان آن از ابتدا با فیلم شما تنظیم نیست و یا دقایقی عقب و یا جلو است. شما می توانید با کلیدهای میانبر [ و ] زیرنویستان را نیم ثانیه , نیم ثانیه عقب و یا جلو ببرید . ضمنا این کار را می توانید حتی حین دیدن فیلم انجام دهید. در پایان ممکن است که زیرنویس شما درست نیاید و به صورت علائمی عجیب ظاهر شود که در اینجا می توانید راهنمایی ترمیم و حل این مشکل را مشاهده نمایید.
روز سپندار مذگان در تقويم جديد
ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي!
اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز
به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در
ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند،
هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.
بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه
نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين
راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و
فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روزپنجم "سپندار مذ" بوده است
سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون
با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد.
زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خودامان
مي دهد.
به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.
در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است
كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، مثلا جشني ترتيب مي دادند متناسب
با نام آن روز و ماه.
شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين
طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار
مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين
عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي
كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با
محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه
داده و از آنها اطاعت مي كردند.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
1-روي Desktop کليک راست کنيد و Properties راانتخاب کنيد
2-به برگه Desktop رفته و دکمه Browse را بزنيد
3-در اين مرحله شما سه راه داريد:
الف- يک AnimGif انتخاب کنيد
ب- يک فايل Html انتخاب کنيد
ج- اگر Flash بلد هستيد و خلاقيتش را داريد مي توانيد يک انيميشن توپ بسازيد و موقع خروجي گرفتن، به File>Publish بروید و در آن پنجره کنار Html يک تيک بزنيد و فايل SWF را به همراه يک فايل Html ذخيره کنيد، سپس در هنگام انتخاب فايل براي Background فايل Htm را انتخاب کنيد تا فايل Flash شما به عنوان Background اتنخاب شود.
نکته جالب اینکه اگر فایل Flash یا Html شما شامل صدا هم باشد، صدای آن هم دائما پخش خواهد شد.
تجربه جالبيه و توصيه مي کنم حتما يک بار هم که شده اونو تجربه کنيد.

15 روز از حملات نا نجیبان به مردم بی دفاع غزه گذشت و هنوز خبری از غیرت اعراب نیست، ویل کم یا اعراب ...
خدای عزیز و مهربانم، عاقبت این مردم ستم دیده رو ختم به خیر کن.
این کنت یا ولی المومنین،یا غایت امال العارفین،یا غیاث المستغیثین،یا حبیب قلوب الصادقین ویا اله العالمین
آهنگ زیبای فلسطین از محسن چاوشی رو براتون گذاشتم، تا با مردم غزه هم نوا بخونیم.به همراه یک کلیپ از همین آهنگ
دانلود کلیپی دردناک از همین آهنگ
این مطلب رو پارسال هم تو وبلاگم گذاشته بودم، بخاطر زیباییش امسال مجددآ میذارم:
عرب رسم داشته و دارد كه وقتي كسي از اهالي خانه اي ، خونش به ناحق به زمين ريخته شود ، تا وقتي انتقام خون او گرفته نشده ، بر سردر آن خانه ، پرچم سرخ نصب كنند . اين پرچم وقتي جايش را به پرچم سياه مي دهد كه كسي بيايد و انتقام خون ريخته شده را بگيرد.
صدها سال است پرچم گنبد طلايي اما حسين (ع) سرخ است ( اكثر گنبد هاي ديگر پرچم هاي سياه يا سبز دارند). در تاريخ ده ها قيام به اسم خونخواهي حسين (ع) به راه افتاده، حتي در قيام مختار ، علي الظاهر قاتلان هم قلع و قمع شدند اما احدي جرات نكرده رنگ پرچم را عوض كند.
همه منتظرند، همه منتظريم تا آن خونخواه اصلي بيايد، بعد همه با هم برويم آن پرچم سرخ را برداريم.
فرا رسیدم ماه محرم رو به همه ی آزاده های روی زمین تسلیت عرض می کنم.
تو این روزهای پر از جنایت و غم، دست و دلم نمی ره تا متنی بنویسم. دیدن صحنه ی جنایات صهیونیست ها تو نوار غره، بی غیرتی کشور های عربی و سکوت نفرت انگیزشون، همه و همه بر سوز وگداز ماه محرم افزوده.
تا کی این دولت مردان منفعت طلب عرب ، خاموشند و مرگ تدریجی یک ملت رو تماشا می کنن؟
این غزه همان یوسف کنعانی ماست
با دست برادران به چاه افتادست

باید مدت طولانی ای را برای سوارشدن به هواپیما سپری می کرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مانده بود. او تصمیم گرفت یک کتاب بخرد وبا مطالعه، این مدت را بگذراند و همین طور یک پاکت شیرینی هم خرید.
او روی صندلی راحتی نشست تا با خیال راحت، هم کتابش را بخواند و هم استراحت کند. کنار او هم- جایی که پاکت شیرینی اش بود- آقایی روی صندلی نشسته و به خواندن مجله مشغول بود.
وقتی خانوم اولین شیرینی را از توی پاکت برداشت،آقا هم یک دانه برداشت ! خانوم عصبانی شد ولی به رویش نیاورد؛ فقط پیش خودش فکر کرد این آقا عجب رویی دارد. اگر حال و حوصله داشتم، حسابی حالش را می گرفتم.
هر دانه شیرینی ای که خانوم بر می داشت، آن آقا هم یکی بر می داشت. دیگر خانوم داشت راستی راستی جوش می آورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشود. وقتی فقط یک دانه شیرینی ته پاکت باقی مانده بود، او فکر کرد که حالا این آقای پر رو چه عکس العملی نشان می دهد؟
آقا هم با کمال خونسردی شیرینی آخری را برداشت و دو قسمت کرد ونصفش را داد به خانوم ونصف دیگرش را هم خودش خورد. خانوم دیگر از عصبانیت طوری بود که اگر کاردش می زدی خونش در نمی آمد و در حالی که حسابی قاطی کرده بود، بلند شد و کتاب و وسایلش را برداشت و با حالت عصبانی برای سوار شدن به سمت هواپیما رفت. وقتی داخل هواپیما نشست، نگاهی داخل کیفش کرد تا عینکش را بردارد که یکدفعه غافلگیر شد؛ پاکت شیرینی ای که خریده بود، توی کیفش دست نخورده و باز نشده باقی مانده بود! فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد. او یادش رفته بود که پاکت شیرینی را از توی کیفش بیرون بیاورد. آن آقا هم بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هایش را با او تقسیم کرده بود و در واقع او بود که شیرینی های آن آقا را خورده بود و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیحه کار خودش بلکه برای عذر خواهی هم نداشت.

به گزارش واحد مرکزي خبر ،ميدان فردوسي در يکي از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالي اين شهر و هم محل تردد گردشگران خارجي است.
يکي از اهالي رم در حاليکه به نظاره مجسمه شاعر حماسه سراي ايران ايستاده بود به خبرنگار واحد مرکزي خبر در رم گفت : ما افتخار مي کنيم که در شهرمان، ميداني به نام اين شاعر بزرگ پارسي زبان، نام گذاري شده است.
يک گردشگر ايراني هم که با خانواده اش از بلژيک به ايتاليا سفر کرده است ، در ميدان فردوسي به خبرنگار واحد مرکزي خبر گفت : ما نخستين ديدار خود را در پايتخت ايتاليا از ميدان فردوسي رم و ديدار با مجسمه حکيم سخنور ايران آغاز کرديم.
اما پيوند هاي فرهنگي بين دو ملت ايتاليا و ايران فقط به ميدان فردوسي ختم نمي شود و در شهر رم مصاديق عيني ديگري هم از علاقه و توجه ايتاليايي ها به کشورمان را مي توان يافتبه طوري که خياباني با نام تهران در يکي از بهترين و سرسبزترين محله هاي شهر رم در مجاورت اقامتگاه سفير ايران در ايتاليا خود نمايي مي کند.
داستان مجسمِه فردوسی در ايتاليابه گزارش همصدا، این مجسمه که185 سانتیمتر ارتفاع دارد واز مرمر سفید ساخته شده است ،کار استاد صدیقی است که در 20 ماه مه1958 به رم برده شد و طی مراسمی در یکی از میدانهای رم نصب شد ،شادروان علی اصغر حکمت شیرازی ،در خاطرات روز سهشنبه 1329/3/30 خود که در رم به تحریر درآورده است، مى نویسد: "بعد از ساعتى به منزل مراجعت کردیم. در سر راه در یکى از میدانهاى کوچک ویلابورگز، محلّ زیبایى که به نام "فردوسى" موسوم است به "پیاتزا فردوسى" قدرى گردش کرده، تصمیم گرفتم که انشاءاللّه اعتبارى براى سفارت ایران بفرستم تا مجسمه فردوسى را در آنجا نصب نمایند".
حکمت این فکر را دنبال مى کند و در خاطرات روز 1329/5/25 خود مى نویسد: "... با على منصور راجع به نصب مجسمه فردوسى در رمصحبت کردم. مى گفت در نظر دارم مجسمه را در ایران بدهم درست کنند. گفتم کار پرخرج و بى فایدهاى است و در برابر آرتیستهاى شهیر این شهر اسباب افتضاح و سرشکستگى خواهد بود، بهتر است در همینجا بدهید از روى مجسمه فردوسى درست کنند و در میدان فردوسى در ویلابورگز نصب کنند و ممکن است که از انجمن آثار ملى هم کمک شود...."
حکمت در مهرماه 1337 سرگرم تهیه نطقى بود که در هنگام افتتاح مجسمه فردوسى در رم مى باید ایراد مى کرد... و در روز هفدهم مهر 1337 برابر با نهم اکتبر 1958 در رم با آقاى ابوالحسن صدیقى مجسمهساز که از دوستان قدیم او بود، مهمان نصراللّه فلسفى رایزن فرهنگى ایران در رم بود و در اینباره مى نویسد: "بعد از ناهار به آتلیه آقاى صدیقىرفتیم، مجسمه فردوسى را که از مرمر سفید ساختهاند که به شهر رم اهدا شود، مشاهده کردیم، بسیار خوب و زیبا تهیه شده است...."
گوستینوس آمبروزی مجسمهساز ایتالیایی با دیدن این مجسمه چنان تحت تاثیر قرار گرفت که در دفتر یادبود نوشت: دنیا بداند، من خالق مجسمه ی فردوسی را میکل آنژ ثانی شرق شناختم. میکل آنژ بار دیگر در مشرق زمین متولد شدهاست،این مجسمه در پارک ویلا بورگزه (Villa borghese) در شهر رم ایتالیا قرار دارد.ویلا بورگزه (Villa borghese) پارک طبیعی بزرگی در شهر رم است که شامل ساختمانها، موزه هاواز جمله موزه گالریا بورگزه - galleria borghese می باشد.این پارک با مساحتی حدود 80 هکتار، بعد از پارک ویلا دوریا پامفیلی (Villa doria pamphili) بزرگترین پارک شهر رم است. دراوایل قرن نوزدهم این پارک بازسازی شد و سال 1903 هم به پارک عمومی تبدیل شد.
تهيه كننده :منصور رستگار فسايي
بخونید و نظرتون رو در موردش بدید، به نظر من که خیلی آسونه.
برید ادامه ی مطلب و تست رو ببینید
ادامه مطلب...
یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی
خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه
درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر
دیگری وارد کوپه نخواهد شد.
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن
مشغول بافتن بافتني بود.
شب که وقت خواب رسید خانم تخت
طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما
مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه
لطفی در حق من بفرمايید؟
- خواهش ميكنم!
- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی
اضافی بگیرید؟
- من یه پیشنهاد دارم!
- چه پیشنهادی؟
- فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.
زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:
- چه اشکال داره ، موافقم!
- قبول؟
- قبول!
- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو
بگیر. من خوابم میآد.
دیگه هم مزاحم من نشو

دانه ی اولی گفت: من می خواهم رشد کنم! من می خواهم ریشه هایم را هرچه عمیقتر در دل خاک فرو کنم و شاخه هایم را از میان پوسته ی زمین بالای سرم پخش کنم... من می خواهم شکوفه های لطیف خودم را همانند بیرق های رنگین برافشانم و رسیدن بهار را نوید دهم... من می خواهم گرمای آفتاب را روی صورت و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هایم احساس کنم. وبدین ترتیب دانه رویید.
دانه ی دومی گفت: من می ترسم. اگر من ریشه هایم را به دل خاک سیاه فرو کنم، نمی دانم که در آن تاریکی با په چیزهایی روبه رو خواهم شد. اگر از میان خاک سفت بالای سرم را نگاه کنم، امکان دارد شاخه های لطیفم آسیب ببینند. چه خواهم کرد اگر شکوفه هایم باز شوند و ماری قصد خوردن آنها را کند؟ تازه، اگر قرار باشد شکوفه هایم به گل بنشیند، احتمال دارد بچه ی کوچکی مرا از ریشه بیرون بکشد. نه، همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصت بهتری نصیبم شود. بدین ترتیب دانه منتظر ماند.
مرغ خانگی که برای یافتن غدا مشغول کند وکاو زمین در اوایل بهار بود، دانه را دید و در یک چشم به هم زدن قورتش داد ....


در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگهای قابل رؤیت تجزیه میشود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگهای دیگر نیست.
آزمایشهای بعدی نشان داد که با ترکیب نورها میتوان رنگهای مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود میآورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی میگویند. بعضی از رنگها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی میکنند و نور سفید میسازند. این رنگها را نیز رنگهای مکمّل مینامند.
تاثیرات رنگها از نظر روانشناسی
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.
روانشناسی رنگها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگهای قدیمی، از جمله مصریها و چینیها، از رنگها برای درمان استفاده میشده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته میشود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش:
•از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده میشود.
•از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده میشود.
•از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده میشود.
•از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده میشود.
•از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتیهای پوستی استفاده میشود.
اغلب روانشناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید مینگرند و میگویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگها اغراق شده و رنگها در فرهنگهای مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهشها نشان دادهاند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آنها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آنها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
روانشناسی رنگهای مختلف
1- روانشناسی رنگ سیاه
•سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.
•سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار میگیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته میشود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیتهای خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده میشود.
•رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت و رسمی بودن است.
•در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
•رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایشهای مد مورد استفاده قرار میگیرد.
2- روانشناسی رنگ سفید
•رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
•رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
•رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستانها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده میکنند.
3- روانشناسی رنگ قرمز
•رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
•رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
•رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
•رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
4- روانشناسی رنگ آبی
•آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
•رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
•رنگ آبی، میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
•رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاقهای آبی کارآیی بیشتری دارند.
•رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگهاست امّا یکی از رنگهایی است که کمترین اشتها را بر میانگیزد. در برخی از برنامههای کاهش وزن توصیه میشود که غذای خود را در بشقابهای آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکیها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته میشود.
•رنگ آبی میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
5- روانشناسی رنگ سبز
•رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
•رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
•پژوهشگران دریافتهاند که رنگ سبز میتواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانشآموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، میتوانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
•رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار میرفته است.
•از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده میشود.
•رنگ سبز باعث کاهش استرس میشود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار میکنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش میشوند.
6- روانشناسی رنگ زرد
•رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
•رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی گردد.
•رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
•رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
•چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
7- روانشناسی رنگ ارغوانی
•رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
•رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
•رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
8- روانشناسی رنگ قهوهای
•رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.
•رنگ قهوهای همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
•رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد.
•رنگ قهوهای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
9- روانشناسی رنگ نارنجی
•رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.
•رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد.
•رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
10- روانشناسی رنگ صورتی
•رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
•رنگ صورتی اثر آرامبخشی دارد. در ورزشگاهها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی میکنند تا بازیکنان آنها کم انرژی و منفعل شوند.
•با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافتهاند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود میآید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندانها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
پیش تر عکس هایی را از دفتر کار مرکزی گوگل در کالیفرنیا دیده اید ![]()
ولی هم اکنون شما عکس هایی بسیار زیبا و دیدنی از محل کار رنگارنگ گوگل در تایوان خواهید دید
جایی که پر شده از وسایل رنگی و شیک که چشم هر کسی را مجذب خود میکند و
شما در این مکان احساس آرامش خواهید کرد.محلی که روحیه کارمندانش را
دوچندان خواهد کرد.اینجا رنگ های شاداب سبز،سرخ،آبی و زرد بیشتر از دیگر رنگ ها دیده میشود ![]()
برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب بروید:
ادامه مطلب...
جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنبند رو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن بند رو براش بخره.
مادرش گفت : خب! این گردنبند قشنگیه، اما قیمتش زیاده،اما بهت میگم که چکار می شه کرد! من این گردنبند رو برات می خرم اما شرط داره : " وقتی رسیدیم خونه، لیست یک سری از کارها که می تونی انجامشون بدی رو بهت می دم و با انجام اون کارها می تونی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر بزرگت هم برای تولدت بهت چند دلار هدیه می ده و این می تونه کمکت کنه."
جنی قبول کرد. او هر روز با جدیت کارهایی که بهش محول شده بود رو انجام می داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم برای تولدش بهش پول هدیه می ده.بزودی جینی همه کارها رو انجام داد و تونست بهای گردن بندش رو بپردازه.
وای که چقدر اون گردن بند رو دوست داشت.همه جا اونو به گردنش می انداخت ؛ کودکستان، رختخواب، وقتی با مادرش برای کاری بیرون می رفت، تنها جایی که اون رو از گردنش باز میکرد تو حمام بود، چون مادرش گفته بود ممکنه رنگش خراب بشه!
جینی پدر خیلی دوست داشتنی داشت. هر شب که جینی به رختخواب می رفت، پدرش کنار تختش روی صندلی مخصوصش می نشست و داستان دلخواه جینی رو براش می خوند. یک شب بعد از اینکه داستان تموم شد، پدرجینی گفت :
- جینی ! تو منو دوست داری؟
- اوه، البته پدر! تو می دونی که عاشقتم.
- پس اون گردن بند مرواریدت رو به من بده!
- نه پدر، اون
رو نه! اما می تونم رزی عروسک مورد علاقمو که سال پیش برای تولدم بهم هدیه
دادی بهت بدم، اون عروسک قشنگیه ، می تونی تو مهمونی های چای دعوتش کنی،
قبوله؟
- نه عزیزم، اشکالی نداره.
پدر گونه هاش رو بوسید و نوازش کرد و گفت : "شب بخیر کوچولوی من."
هفته بعد پدرش مجددا ً بعد از خوندن داستان ،از جینی پرسید:
- جینی! تو منو دوست داری؟
اوه، البته پدر! تو می دونی که عاشقتم.
- پس اون گردن بند مرواریدت رو به من بده!
- نه پدر، گردن بندم رو نه، اما می تونم اسب کوچولو و صورتیم رو بهت بدم، اون موهاش خیلی نرمه و می تونی تو باغ باهاش گردش کنی، قبوله؟
- نه عزیزم، باشه ، اشکالی نداره!
و دوباره گونه هاش رو بوسید و گفت : "خدا حفظت کنه دختر کوچولوی من، خوابهای خوب ببینی."
چند روز بعد ، وقتی پدر جینی اومد تا براش داستان بخونه، دید که جینی روی تخت نشسته و لباش داره می لرزه.
جینی گفت : " پدر ، بیا اینجا." ، دستش رو به سمت پدرش برد، وقتی مشتش رو باز کرد گردن بندش اونجا بود و اون رو تو دست پدرش قل داد.
پدر با یک دستش اون گردن بند بدلی رو گرفته بود و با دست دیگه اش، از جیبش یه جعبه ی مخمل آبی بسیار زیبا رو درآورد. داخل جعبه، یک گردن بند زیبا و اصل مروارید بود. پدرش در تمام این مدت اونو نگه داشته بود.
او منتظر بود تا هر وقت جینی از اون گردن بند بدلی صرف نظر کرد ، اونوقت این گردن بند اصل و زیبا رو بهش هدیه بده!
خب! این مسأله دقیقا ً همون کاریه که خدا در مورد ما انجام می ده. او منتظر می مونه تا ما از چیزهای بی ارزش که تو زندگی بهشون چسبیدیم دست برداریم، تا اونوقت گنج واقعی اش رو به ما هدیه بده.
به نظرت خدا مهربون نیست ؟!
این مسأله باعث شد تا درباره چیزهایی که بهشون چسبیده بودم بیشتر فکر کنم.
باعث شد ، یاد چیزهایی بیفتم که به ظاهر از دست داده بودم اما خدای بزرگ، به جای اونها ، هزار چیز بهتر رو به من داد.
یاد مسائلی افتادم که یه زمانی محکم بهشون چسبیده بودم و حاضر نبودم رهاشون کنم، اما وقتی اونها رو خواسته یا ناخواسته رها کردم خداوند چیزی خیلی بهتر رو بهم داد که دنیام رو تغییر داد.

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه، استاد به زحمت
جعبه سنگینی را داخل کلاس درس آورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد، استاد یک لیوان
بزرگ شیشه ای از جعبع بیرون آورد و روی میز گذاشت، سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه
برداشت و آن ها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان که با تعجب به او نگاه
می کردند پرسید:«آیا ایوان پر شده است؟» همه گفتند:«بله، پر شده است.»
استاد مقداری سنگ ریزه از جعبه برداشت و آن ها
روی قلوه سنگ های داخل لیوان ریخت. بعد لیوان را کمی تکان داد تا ریگ ها به درون
فضاهای خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجویان پرسید:«آیا لیوان پر شده
است؟» دانشجویان هم صدا جواب دادند:«بله، پر شده است.»
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتی شن
برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شن به راحتی فضاهای کوچک بین قلوه سنگ ها و ریگ ها
را پر کردند. استاد یک بار دیگر از دانشجویان پرسید:«آیا لیوان پر شده است؟»
دانشجویان هم صدا جواب دادند:«بله، پر شده است.»
استاد از داخل جعبه یک بطری آب برداشت و آن را
روی لیوان خالی کرد. آب تمام فضاهای کوچک بین ذرات شن را هم پر کرد. این بار قبل
از اینکه استاد سوالی بکند، دانشجویان با خنده فریاد زدند:«بله، پر شده است.» بعد
از آنکه خنده ها تمام شد، استاد گفت:«این لیوان مانند شیشه ی عمر شماست و آن قلوه
سنگ ها هم چیزهای مهم زندگی شماست مثل سلامتی، خانواده، فرزندان و دوستانتان
هستند؛ چیزهاییی که اگر هر چیز دیگری را از دست دادید و فقط این ها برایتان باقی
ماندند، هنوز هم زندگی شما پر است.»
استاد نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه
داد:«ریگ ها هم چیزهای دیگری هستند که در زندگی مهم اند؛ مثل شغل، ثروت، خانه و
ذرات شن هم چیزهای کوچک و بی اهمیت زندگی هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل
لیوان بریزید، دیگر جایی برای سنگ ها و ریگ ها باقی نمی ماند. این وضعیت در مورد
زندگی شما هم صدق می کند.
در زندگی حواستان را به چیزهایی معطوف کنید که
واقعآ اهمیت دارند. همسرتان را برای شام به رستوران ببرید، با فرزندانتان بازیس
کنید و به دوستان خود سر بزنید. برای نظافت خانه و تعمیر خرابی های کوچک همیشه وقت
هست. ابتدا به قلوه سنگ های زندگی تان برسید. بقیه چیزها حکم ذرات شن را دارند.

ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) رو به همه
ی دختران این سرزمین تبریک می گم.
امیدوارم مادران آینده، گهواره های فرهنگی خوبی
رو برای رشد و تعالی فرزندان میهنمون انتخاب کنن تا کشورمون از این حالت کرختی و
خمودی در بیاد وگام های بلندی برای پیشرفت برداره.
تبریکم رو از صمیم قلب تقدیم می کنم به همسر آینده ی خودم که یکی از دختران همین دیاره ؛ وبراش آرزوی سلامتی می کنم.

و خدای مهربان دل بندگانش را به نور عشق روشن نمود، عشقی که اگر در مسیر حرکت نبود، حرکتی وجود نداشت
این عشق دیرین در قلب من ، حرکتی به سوی خدا ایجاد نمود،
به واسطه ی حضور فرشته ای از ملکوت، فرشته ای که با نگاهش الهامی از پروردگار را
در دل می نشاند.
پروردگارا، چگونه
شکر این چنین نعمتی را بجا آورم؟ اگر در سایه سار حضورش نبود، در بی راه ای سیر می
کردم و در پیله ی تن می ماندم. با معجزه ای اینچنین، زندگانیم را دگرگون ساختی، چه
خوش دگرگونیی ....
با تمنای دلم ، حضورش را می طلبم برای ادامه ی این مسیر
....
خامم هنوز ازین سان!هان کوره ات بتابان! وز هستیم بسوزان،هم خشک و هم تر ای عشق
از منت تو بسیار، دارم به دوش خود بار شمشیر خود فرود آر ، یکبار دیگر ای عشق !

زندگی زیباست
به راستی که زندگی مسیر پر پیچ و خمیست ، مسیری پر از
معجزات ، معجزاتی از جنس رنگ خدا ...
اگر با چشم دل به دنیا بنگری، چیزی جز معجزه و زیباییی نمی
بینی. معجزه ی حضور پروردگاری عظیم در
کنار بنده ای حقیر !
پروزدگاری که از بی
کران لطف و رحمتش هیچ بنده ای را -حتی یاغی- بی نصیب نمی گذارد. نسیم لطفش در
کرانه های زندگی جاریست ، لمسش کنید ...

عید سعید فطر رو
به همه ی دوستای گلم تبریک می گم. می بینم که ماه رمضون هم با همه ی زیبایی هاش و
خاطراتش به پایان رسید، ایشالا که استفاده ی کافی رو برده باشیم
کم کم بوی ماه
مهر و دانشگاه هم شدیدتر میشه!! من دیروز اولین کلاسم رو رفتم، دیگه خدا قسمت نکرد
که امروز هم برم، خورد به عید !!
یاد تمام دوستانی که پارسال همین موقع کنارمون بودن و امسال نیستن رو با خوندن یه فاتحه برای روحشون زنده کنیم ...

Luke Hoban مدیر برنامه مایکروسافت که در کنفرانس VSLive نیویورک سخنرانی می کرد می گوید: #F یک زبان برنامه نویسی تابعی و وظیفه مند برای NET. است که هسته اصلی آن از ترکیب زبان های #C و ویژوال بیسیک تشکیل شده است و تحلیل و مدلینگ مالی، تحلیل داده های علمی، حل الگوریتم ها و محاسبات آکادمیک را پشتیبانی می کند.
لازم به ذکر است در برنامه نویسی تابعی، کار با توابع و حل آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است و در #F کار با توابع به مانند کار با دیگر داده ها آسان می کند.
Hoban می گوید #F به هیچ وجه جایگیزینی برای #C و ویژوال بیسیک نخواهد بود و مایکروسافت با ارائه #F قصد دارد گروه جدید و متفاوتی از برنامه نویسان را برایNET. جذب کند.

نیل را بر موسی (ع) گشودی تا مردمانش را عبور دهد از نیل، هنگامی که می خواست
نسلشان بر زمین نباشد.
ابراهیم (ع) را از آتش گذراندی، وقتی شعله های داغ اطرافش را گرفته بودند و
نگاه ها سوختنش را انتظار می کشیدند.
یونس (ع) را از دهان ماهی بیرون کشیدی، وقتی اعتراف کرد که به خودش ظلم کرده
است.
عنکبوت را بر دهانه غار نشاندی تا مصطفی (ع) را از چشم ها بپوشاند و کبوتر را
مامور امنیتش کردی.
مرا ... مرا از تنگنای آشفتگی ها و از دهلیزهای تاریک اندوه نجات دادی، پیش از
آنکه بخواهم.
تو را برای تمام نیکی ها آرزو می کنم که در مقابل اندک من بسیار می بخشی. عادت
غریبی داری... گاهی حتی بی آنکه بخواهم عنایت می کنی. منتظر اصرار من نیستی؛ منتظر
از پا افتادنم، ضعیف شدنم، بی قراری ام.... پیش از آنکه لب باز کنم، باران مهربانی
ات می بارد.
عادت غریبی داری... پیشاپیش می بخشی، بی آنکه حتی بخواهم.



