
كلمه: آيتالله هاشمي رفسنجاني طي نامهاي خطاب به مقام معظم رهبري خواتسار رسيدگي به اتهامات وارده به خود، زيرسؤال بردن تصميمات بنيانگذار انقلاب اسلامي و رهبري نظام شد.
به دنبال اظهارات دكتر محمود احمدينژاد درباره بسياري از
بزرگان كشور از جمله آيتالله هاشمي رفسنجاني، مبارز نستوه انقلاب از سال
42تا 57، عضو كميته حل مشكلات سوخت مردم در زمستان 57 براي مذاكره با
اعتصابيون شركت نفت آبادان، عضو هيات حل مشكلات كردستان در سال 58، عضو
شوراي انقلاب، سرپرست وزارت كشور در دولت موقت، رئيس مجلس شوراي اسلامي از
سال 60 تا 68، فرمانده هشت سال دفاع مقدس، رئيسجمهوري ايران از سال 68 تا
76، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان رهبري، بسياري از مردم
شريف ايران در سراسر كشور به انحاي مختلف خواستار پاسخ آيتالله هاشمي
رفسنجاني به اتهامات و دفاع از دستاوردهاي ارزشمند نظام اسلامي شدند و
دفتر ايشان نيز در اولين فرصت از صدا و سيما خواستار وقتي براي پاسخگويي
شد، اما صدا و سيما انجام اين مهم را به بعد از برگزاري انتخابات موكول
كرد كه عملاَ تاثيري نخواهد داشت.
از آنجايي كه طي روزهاي اخير موج
اعتراضهاي مردمي از اقصي نقاط كشور براي علت عدم پاسخ به اين
دروغسازيها افزايش يافته و به خاطر اينكه موجسواران بيش از اين با
احساسات پاك و صادقنه مردم بازي نكنند، آيتالله هاشمي رفسنجاني تصميم
گرفتهاند پاسخ به اتهامات رئيسجمهور را به مقام معظم رهبري و از طريق
معظمله به مردم شريف ايران بدهند تا حداقل تاريخ انقلاب اسلامي در
آيندههاي دور اين تجربه تاريخي را در اختيار نسلهاي متمادي ايران عزيز
قرار دهد كه نگذارند پديده زشت دروغ، افترا و تهمت در اين كشور نهادينه
شود.
متن كامل پيام بدين شرح است:
دهها ميليون نفر در داخل
و خارج ناظر دروغپردازيها و خلافگوييهايي بودند كه برخلاف شرع و قانون
و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلاميمان را نشانه گرفته بود.
زير
سؤال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و
مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيمالقدر كه در نيم قرن گذشته
بامجاهدتهاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و
بالنده كند، از اين بدتر نميشد، دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام
(ره)در قامت مجاهد پيشتاز، رئيسجمهور و نهايتاَ رهبري نظامنقش و
مسؤوليتهاي ممتازي به عهده داشتهايد.
نقطه قابل توجه در اين
تهمتها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و
جنابعالي كه هادي دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد
تائيد و تحسين قرار دادهايد، نشانه گرفته است.
بعد از جريان شوم
14 اسفند ماه 1359 با ارشاد امام و بنيانگذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم
دكتر بهشتي و جنابعالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور
خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و به خصوص نمايندگان
متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم درجهت زدودن غبارهاي ابهامات
و سمپاشيها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل
گروه حقيقتياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار كردند. نتايج آن، آگاهي
بيشتر مردم و رسوايي فتنهگران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه
دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند. البته اينجانب قصد ندارم
كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت
را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن
كشور به سرنوشت آن روزگار شد.
اينجانب براي پرهيز از آلوده شدن فضاي
سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكسالعمل فوري كه
مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد
امام (ره) به آقاي احمدينژاد گفتم كه در اظهارات او خلافگوييهاي
فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي
كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان
نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زير سؤال
بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهامهاي
نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانوادههايي كه
ناجوانمردانه ومظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفتهاند، نباشد.
از
صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق بر اساس مقررات
سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين
اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضائيه وقت، جناب آقاي يزدي در پايان
كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماَ اعلام
پاكي و منزه بودن خانواده رئيسجمهور و حتي كم شدن داراييها در دوران
مسؤوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را ميطلبد.
معالاسف،
اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاَ پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در
سكوتشان ديدند و بيشك جامعه و به خصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت
است. حقيقي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدي دارد و اگر محدود به
حق چند نفر بود؛ اقدام به نوشتن چنين نامهاي نميكردم.
معتقدم
جنابعالي به خوبي ميدانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تاثيرگذار
انقلاب و حتي خود جنابعالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در
تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضد انقلاب بودهايم و هميشه
صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهايم و در دور جديد تهمتها و
هجمهها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و به خاطر
خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم ميدارم و از اين جهت
هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار ميگيرم
ومهم اين است كه اين بارتهمتها توسط رئيسجمهور ودر رسانه ملي مطرح شده
است. التبه در موقع مناسب انحرافات و حقكشيهاي ناگفته انتخابات و اعمال
دولت نهم در اختيار مردم وتاريخ قرار خواهد گرفت.
تاريخ گواه است كه
اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تاثير خلافگوئيها قرار
ميگيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات
مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب ميدانيد كه در جريان انتخابات جاري،
تاكنون به خاطر مسوليتهاي رسميام در رسانهها مطلبي به نفع يا ضرر افراد
و جريانهاي درگيردر انتخابات نگفتهام و در مورد ضروري به كلياتي مبتني
بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اكتفا كردهام و
رسماَ گفتهام برنامه شركت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود
براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواستهاند
و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكردهاند و اگر هم در
جلساتي به هم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوقالذكر را از من
نشنيدهاند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهتگيري در انتخابات نظر
خواستهاند، گفتهام بر اساس آييننامه خود عمل كنند و حقيقتاَ آنها با
تصميم خودشان و همكارانشان در صحنهاند و عمل ميكنند و انصافاَ تهمت دست
نشانده بودن آنان ستم و بيحرمتي غيرقابل توجيه است.
بجاست كه به اين
حقيقت هم توجه شود كه احتمالاَ عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من
ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم و خود جنابعالي هم از
اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم ميدانيد ولي اين نظر را رسانهاي
نكردهام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كردهاند كه هدف
بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.
با اين همه بر فرض اينكه اينجانب
صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها
اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانيهايي كه ازدرون سينههاي
سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن در
اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
اگر
نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآلودي مثل تهمتها،
دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسؤولان
اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلفهاي صريح خلاف قانون در اعلان
افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلام است،
رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب
مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكني عليرغم
سوگند به مراعات شروع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان
نظام مقدس اسلامي بدانيم؟
رهبر معظم انقلاب؛
اكنون كه امام
راحل(ره)، آن پير فرزانه و حلال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه
هر دوي ما، آيتالله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه
يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند؛ در بين ما حضور
ندارند، شما ماندهايد و من و معدودي از ياران وهمفكران قديم. از جنابعالي
با توجه به مقام و مسؤوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و
براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هماكنون دودش در فضا قابل
مشاهده است، هر گونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع
شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.
لذا در
فرصت باقي مانده ضروري به نظر ميرسد خواسته حق حضرتعالي و مردم در خصوص
انجان انتخاباتي سالم و پر ابهت و حداكثري تحقق يابد؛ كاري كه ميتواند
عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و
فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نص پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل
را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش افروخته
بريزند.
سرچشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گرفتن به پيل
دوست، همراه و همسنگر ديروز، امروز و فردايتان
اكبر هاشمي رفسنجاني
ما زنها نقطه نظرات غیر معمول خودمان را درباره مسائل داریم. ساعت 2 نیمه شب نشسته ام پشت کامپیوتر که این را اعتراف کنم.
مناظره مهم دو کاندیدا تمام شده و و الآن لابد خیلی ها دارند به نکات پیچیده ای فکر می کنند .چه نظرات و تحلیل هایی که الآن دارد درباره بخش سیاسی و مدیریتی این مناظره گوشه و کنار کشور انجام می شود . اما خنده دار است که من را فقط یک صحنه از این مناظره نگذاشته تا این ساعت بخوابم. یک لحظه که شاید به نظر خیلی ها هیچ ارزشی نداشته است . فقط همان لحظه در ذهن من مدام replay می شود و نمی گذارد بخوابم.
من برق چشمان رئیس جمهور فعلی کشورم را موقع حرف زدن درباره زهرا رهنورد دوست نداشتم. دلم می خواست آن خنده و آن برق را در صورت رئیس مملکتم نبینم و آن ادبیات شادمانه از کشف یک عیب. را نبینم.
از بخش سیاستش خیلی درست سر در نمی آورم. از مناظره فقط همین را فهمیدم که شاید واقعا میرحسین هم برای اداره مملکت قوی نباشد چون تپق می زد و کلمات را تکرار می کرد اما اینهایش را واگذار می کنم به اهلش. من در حوزه تخصصی خودم حرف می زنم.
به خاطر تمرین های داستان نویسی که این چند ساله کرده ام، ناخودآگاه آدم شناسی و شخصیت شناسیم از روی نشانه های رفتاری خوب شده و می توانم با نمادها و نشانه هایی که از آدمها ظاهر می شود کمی به درونشان راه پیدا کنم. دو ستان خوب من، من این برق چشمان و چهره شادمان در آن صحنه را در داستانهایم فقط ممکن بود به یک آدم کوچک بدهم. ادبیاتی که در آن صحنه به کار رفت را یادتان هست:« راجع به یک خانم حرف بزنیم؟» » می شناسید این خانم را؟»، « همان خانمی را می گویم که در جلسات تبلیغی کنار شما می نشیند». چرا رئیس جمهور مملکت من که اتفاقا به او رای هم داده بودم ناگهان این قدر کوچک شد که شادمانه از اینکه رفته سرک کشیده و چیزی ساده که واقعا برای جشن گرفتن چیز کمی بود، پیدا کرده ذوق زده می شود و با لبخند عجیبی روبروی شوهر یک زن در مقابل 50 میلیون بیننده می گوید:« این خانم را می شناسید؟»
اگر فیلمنامه نویس بودید، شما این صحنه و این دیالوگ را در فیلمتان، به چه نوع شخصیتی می دادید؟ به نظر شما این آدم بارها قبلا با این ادبیات جای دیگری حرف نزده که حالا یکهو از دستش در می رود و خودش می شود؟این ادبیات عجیبی برای یک رئیس جمهور نیست؟
از منظر داستان نویسانه این یک لحظه بی پرده از شخصیت پنهان یک مرد از جنس خاصی از مردان بود و من اصلا دلم نمی خواست آن مرد، همان مردی باشد که چهار سال پیش فکر می کردم کارهای بزرگی قرار است بکند.
از حسی که در آن لحظه بود متنفرم. هی یادم می آید و مورمورم می شود: « راجع به یک خانمی حرف بزنیم؟».من از این اذیت شده ام. سیاستش مال شماها که بلدید.
به نقل از: www.morshedzade.blogfa.com
دانلود کنید (آمار ها و شعار ها)

مهندس ميرحسين موسوي به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات بيانيه صادر كرد.
متن بيانيه ميرحسين موسوي به اين شرح است:
"بسمه تعالي
روز جهاني آزادي مطبوعات بر تمامي روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات کشور خجسته باد.
در دنياي امروز و براي حفظ منافع ملي، گردش آزاد اطلاعات نه فقط يک ارزش والا، بلکه يک ضرورت حياتي است، برهمين اساس بيهيچ اغراقي منافع ملي جمهوري اسلامي ايران نيز در گرو آزادي مطبوعات است.
ناقضان آزادي مطبوعات، ناقضان منافع و امنيت ملياند. روزنامه نگاران ايران بعد از انقلاب شکوهمند اسلامي با تلاشهاي پيگير و تحمل انواع مرارتها حرکت آزادي مطبوعات را در کشور به پيش بردهاند. در اين صورت اگر چه سايه توقيف فلهاي نشريات و روزنامهها برجامعه مطبوعاتي کشور خيمه داشته است، اما هيچ يک از اين دشواريها سبب نشد روزنامه نگاران کشور رسالت حرفهاي خود را که همانا گردش آزاد اطلاعات است به فراموشي بسپارند و تلاشهاي خود را متوقف کنند.
اينک با پيشرفتهاي عرصه مطبوعات کشور زمان آن رسيده است همگان باور کنند آزادي مطبوعات عين منافع ملي است و لازم است موانع توسعه بيشتر مطبوعات به فوريت از ميان برود و راه براي تحقق اصل 24 قانون اساسي جمهوري اسلامي هموار گردد. ادامه روند توسعه مطبوعات ايران در گرو آن است که بيش از هر چيز:
1- حق آزادي انتشار نشريات درچارچوب قوانين کشور به رسميت شناخته شود.
2- امکان توقيف غيرقانوني نشريات از بين رود.
3- موانع پرشمار دسترسي روزنامه نگاران به اطلاعات خصوصا اطلاعات متمرکز درسازمانهاي دولتي از ميان برود.
4- امنيت حرفهاي روزنامه نگاران کاملا تضمين گردد.
صرفا با تحقق چنين شرايطي است که ميتوان توسعه مطبوعات و آزادي مطبوعات کشور و شکلگيري فضاي رسانهاي ملي را انتظار داشت. ناسپاسي است اگر به پاس خدمات شما اهالي مطبوعات و روزنامه نگاران ايران امروز که با همه دشواريها راه آزادي مطبوعات را هموار ميکنيد، سر احترام فرو نياوريم.»

اینم برنامه ی حضور کاندیدا ها در رسانه ی ملی !!!


یکی از مهمترین شعار های دولت نهم عدالت و شایسته سالاری بود. این وعده زیبای دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور دستگاه ها و یا تخریب و توطئه معرفی می کنند مستقیما توسط روسای بالای این دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده در این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولت های پیشین به واگذاری پست های دولتی و اداری میان اقوام و فامیل اقدام کرده است.
قبل از روی کار آمدن دولت نهم یکی از انتقادهایی که به دولت های گذشته وارد می شد این بود که کشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان و کسانی که از نظر فکری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیکی و دوری در چینش مدیران تبدیل به یک اصل شده است.
دولت احمدی نژاد با شعار عدالت گستری، مهرورزی و خدمت کار خود را آغاز کرد و بر شایسته سالاری تاکید داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر می رسد در دولت جدید نه تنها حلقه خودی ها تنگ تر شده که بحث تجربه گرایی با نگاه بازکردن حلقه مدیران به کلی به فراموشی سپرده شده است. و دولت نهم، نه تنها از حجم دیوانسالاری اداری و دولتی ایران کم نکرده، که بانی بخش جدیدی در آن شده است. به نام دیوانسالاری فامیلی.
بعد از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و کارکنان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند.
در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و انحصاری شده است، و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.
لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد
نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها
داوود احمدی نژاد: بازرس
نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود
احمدی نژاد است.
علیرضا مددی: مدیر
عامل سازمان تامین اجتماعی،
مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بودهاست.
حسین شبیری: رییس
صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون
مرکز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس
سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردکانی: وزیر
تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
سیدمحسن نبوی: عضو
هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی،
داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان: وزارت
صنایع و معادن،پس از برکناری
علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی
گردید.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر
زاده مهندس باهنر، یکی از مشاورین احمدینژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات کشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیرکل
وزارتی وزیر نیرو،
برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور
خانواده وزیر کشور،
زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون
وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون
پارلمانی وزیر کشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست
وزارت امور اقتصاد
و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار
ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر: وزارت
امور خارجه، وی که همسر منوچهر
متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به
سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت
خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربینالملل
جدا و همراه با دفتر امور زنان این
وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات
امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد
هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بودهاست بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.
ادامه مطلب...
بر خلاف شعارهاي دولت نهم در خصوص مبارزه با فساد مالي طبق آمار منتشر شده از سوي موسسه شفافيت بينالمللي، ايران در فاصله سالهاي 83 تا 87 از نظر فساد مالي از رتبه 87 به 141 ام تنزل پيدا كرده ست.
بنا به سند منتشر شده از سوي بانك مركزي در دولت نهم سالانه بيش از 2.5 برابر نسبت به قانون، مصرف ارز داشتهايم اما آنچه كه حاصل شده است با وجود هزينه سالانه بيش از 50 ميليارد دلار بسيار كمتر از دستاوردها ي صرف 20 ميليارد دلار در سال بوده است.
در سند چشمانداز 20 ساله كه دولت، متعهد به تحقق آن شده بود قرار بود رتبه اول علوم و فناوري را داشته باشيم و رتبه اول در رشد توليد، اما آنچه كه امروز در آن داراي رتبه اول در منطقه هستيم تورم، فساد مالي و مهاجرت نخبگان است.
در حالي كه در تمام دنيا دوران جنگ دوران تورمهاي بالا محسوب مي شود در ايران پايينترين نرخ رشد تورم در تاريخ بعد از انقلاب اسلامي مربوط به دوره جنگ است.
وي در بخش ديگري از سخنانس در خصوص تجارت خارجي تصريح كرد: با سنديت به آمار بانك مركزي مقايسه واردات در دوره برنامه سوم يعني دوره مسووليتهاي خاتمي و 3 سال اول برنامه چهارم يعني سالهاي 84، 85 و 86 بيانگراين است كه در 3 ساله اول برنامه چهارم به طور متوسط رشد 36 درصدي كالاهاي مصرفي و كاهش 49 درصدي كالاهاي سرمايهاي را داشتهايم. وقتي واردات كالاهاي مصرفي رشد ميكند به اين معناست كه افق ديد سياسيتگذار افق كوتاه مدت است و وقتي واردات كالاهاي سرمايهاي رشد ميكند به معناي اين است كه سياستگذار به توسعه كشورفكر ميكند كه در اين دو برهه در مورد كالاهاي مصرفي افزايش 36 ردصدي و در مورد كالاهاي سرمايهاي كاهش 49 درصدي داشتيم.
وي همچنين در خصوص كسري بودجه گفت: به قاعده گزارشهاي رسمي منتشر شده از سوي ديوان محاسبات در سال 85 بيش از 4 هزار ميليارد تومان تخصيص غير قانوني داده شد، يعني دولت در زمينههايي كه اجازه نداشته است هزينه كرده و از اين 4 هزار ميليارد تومان تخصيص غير قانوني بيش از 1000 ميليارد تومان آن سند هزينه هم ندارد.
دولت بيش از 2000 خلاف قانون در سال 85 تنها از كانال بودجه انجام داده است كه اين نيز بنا به گزارش ديوان محاسبات است و اينها همه در حاليست كه امام خميني(ره) بعد از پيروزي انقلاب اسلامي قتوا دادند كه خلاف قانون، خلاف شرع محسوب ميشود و متاسفانه كساني كه بيش از 2000 تخلف قانوني تنها از كانال بودجه داشتهاند خود را اصولگرا خطاب ميكنند.
وي پايبندي موسوي به مولفههي پنج گانه كارياش را براي سياستگذاري و اجرا دلگرمي خواند و افزود: اولين چيزي كه موسوي به آن اعتراض كرد عدم شفافيت است كه در زمينه تخصيص منابع ارضي وجود دارد. و مي گفت چرا در حالي كه تمام دنيا راجع به مقدرات ارضي ما آگاهي دارند ملت ايران به دانستن آن نامحرماند.
وي در پاسخ به سوال نماينده بسيج دانشجويي كه آيا اقتصاد ما بيمار است يا خير؟ تصريح كرد: اقتصاد ما بيمار است و بيماري آن توسعه نيافتگي است. خود من در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي و رفسنجاني جزو منتقدين جدي سياستهاي اعمال شده بودم و تمام اين نقدها را در قالب كتاب چاپ كردم اما به جرات ميتوانم بگويم در 20 سال گذشته خرابيهاي اقتصادي اين دولت قابل مقايسه با هيچ كدام از دورههاي گذشته نيست.

نکاتی درباره ی میر حسین موسوی که بد نیست بدانیم:
· میر حسین موسوی متولد هفتم مهر ماه 1320 و اصالتا اهل روستای خامنه در استان آذربایجان شرقی است.
· او تنها سیاست مدار ایرانی است که مردم کوچه و بازار او را به نام کوچکش می شناسند.
· او تا پیش از کاندیداتوری از نظر اقتصادی به اعتبار سیاست های دولت جنگ و کوپن شتاخته می شد.
· نزدیک ترین دوستان و مشاوران میرحسین موسوی را حلقه ای از اساتید دانشگاه تشکیل می دهند که از آن جمله می توان به فرشاد مومنی، علی ربیعی، علیرضا بهشتی، محسن ایزدخواه، عباس منوچهری، محمد رضا تاجیک، باقریان نژاد، ابوالفضل فاتح، حسن خادم و . . . اشاره کرد. که اکثرا در ارکان مختلف ستاد انتخاباتی وی حضور دارند.
· پشتوانه ی تئوریک موسوی از لحاظ اقتصادی در سازمان غیر دولتی با عنوان «موسسه ی مطالعات دین و اقتصاد» شکل گرفته است.
· موسوی علاوه بر آنکه دارای مدرک کارشناسی ارشد معماری وشهرسازی از دانشگاه ملی سابق(شهید بهشتی) است اما عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس نیز بوده است.
· همسر میرحسین، دکتر زهرا رهنورد رئیس سابق دانشگاه الزهرا، اولین زن ایرانی است که عنوان استاد تمام (فول پروفسوری) را به دست آورده است. رهنورد دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر نقاشی و مجسمه دستی دارد و تندیس «نرگس عاشقان» که در میدان مادر(محسنی) تهران نسب شده از آثار اوست.
· موسوی و رهنورد سال 1348 درجریان نمایشگاه آثار نقاشی رهنورد با یکدیگر آشنا شدند و در همان سال ازدواج کردند که حاصل این پیوند سه فرزند دختر است.
· میر حسین موسوی به مدت 16 سال مشاور دو رئیس جمهور ایران یعنی هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی بوده است.
· میرحسین موسوی همان کسی است که در سال 1379 پس از توقیف همزمان 20 نشریه این اقدام را به «توقیف فله ای» تعبیر و به آن اعتراض کرد.
· از جمله آثار هنری میر حسین موسوی که از سال 78 تا کنون ریاست فهنگستان هنر ار بر عهده دارد می توان به طراحی صحن جدید امام (ره) در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) در قم، طراحی برای دانشگاه شاهد، طراحی گلستان شهدای اصفهان، طراحی بنای یادبود شهید خرازی، طراحی مجموعه ی فرهنگی-تجاری بین الحرمین در شیراز، طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری، طراحی مرکز مطالعات استراتژیک، طراحی مجموعه ی کانون توحید تهران و طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر اشاره کرد.
· میرحسین موسوی در اولین کنفرانس خبری خود با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی تاکید کرد که « در صورت پیروزی گشت های ارشاد را جمع خواهم کرد».
· میر حسین موسوی بر خلاف دوران جنگ این روزها به تعامل با همه ی کشور های دنیا معتقد است، لحن رئیس جمهور تازهی آمریکا را بهتر از رئیس جمهور پیشین توصیف کرده و مزاکره با اوباما را در صورت برداشتن گام های عملی در راستای این لحن تازه قطعی می داند.
· میر حسین موسوی در کارنامه خود سابقه ی مطبوعاتی هم دارد. او خود از بنیان گذاران روزنامه جمهوری اسلامی است و چندی پیش نیز مجوز انتشار روزنامه ای با عنوان «کلمه ی سبز» را دریافت کرد.
· میرحسین موسوی حامی گردش آزاد اطلاعات و آزادسازی کانال های تلوزیونی خصوصی است.
· از ماه ها پیش از اعلام کندیداتوری موسوی سایت های بسیاری در حمایت ا ز وی فعالیت خود را آغاز کردند که از آن جمله می توان به«کلمه»، «تدبیر»، «قلم» و «نسیم 88» اشاره کرد.


