☺ zarkhepo0tal ☺
زرخه پوتال یه جور مورچه ست!!
اگر راه دارد، پیشنهاد ما این است که سال 87 را مثل این روز های "بین التعطیلین" ، "سل بین تعطیلی" به حساب بیاوریم و خیال خودمان و ملت را راحت کنیم. از همین الان هم برویم تعطیلات و قرارمان باشد 16 فروردین سال 88. همان موقع بیاییم در کارخانه ها، ادارات، مدارس و دانشگاه ها را باز کنیم و کارها را رسما شروع کنیم. سال 86 که خیلی از روزهای تعطیل رسمی به جمعه می خورد، راه به راه می گشتیم دنبال سه شنبه ای، چهارشنبه ای که تعطیل باشد و به این ترتیب روزهای وسط آن را بین التعطیلین اعلام کرده و از این طریق دل ملت را شاد کنیم. وضعیت طوری بود که اگر روز تعطیل وسط هفته پیدا نمی شد، می رفتیم توی این فکر که بد نمی شود اگر بین 2 جمعه را هم بین تعطیلی به حساب بیاوریم و شنبه تا پنجشنبه را تعطیل کنیم. دانلود نسخه مخصوص ویندوز ویستا 64 بیت بازی سازوکار جالبی داره واگه یه مدت تمرین داشته باشید حتمآ سرعت تایپتون افزایش پیدا می کنه. لطفآ نظرتون رو هم در مورد این بازی بنویسید . ممنونم مسافر هواپیما که میخوهد بارشو بذاره کلیپ گوسفند گرگ نما !! (خیلی جالبه حتمآ دانلودش کنید) یه نفر درحال تک چرخ زدن که خیلی مهارت داره تقلید صدای بچه که یه دختره در می آره (بامزست) اطلاعات جالبی داره ، ازش استفاده کنید. کنن و ازش استفاده کنن. تعطیلات عید تموم شد و دوباره
باید از شنبه سر کلاس بشینیم ؛ با این تفاوت که دیگه جمعی از بهترین دوستامون رو
در کنار خودمون نداریم.دوستایی که باهاشون خندیدیم ، خوش بودیم و گاهی هم گریه
کردیم.سر هر کلاسی ، هر استادی اسم اونارو برای حضور و غیاب بخونه دلمون می گیره وجای خالی شون رو حس می کنیم.
شعر زیر رو به اون عزیزان تقدیم می کنم. و آتش چنان سوخت بال و پرت را که حتی ندیدیم خاکسترت را به دنبال دفترچه ی خاطراتت دلم گشت هر گوشه ی سنگرت را و پیدا نکردم در آن کنج غربت به جز آخرین صفحه ی دفترت را: همان دستمالی که پیچیده بودی در آن مهر و تسبیح و انگشترت را همان دستمالی که یک روز بستی به آن زخم بازوی هم سنگرت را همان دستمالی که پولک نشان شد و پوشید اسرار چشم ترت را سحر، گاه رفتن زدی با لطافت به پیشانی ام بوسه ی آخرت را و با غربتی کهنه تنها نهادی مرا، آخرین پاره ی پیکرت را و تا حال می سوزم از یاد روزی که تشییع کردم تن بی سرت را کجا می روی؟ ای مسافر، درنگی ببر با خودت پاره ی دیگرت را. از تعطیلات که خسته نشدید دوستان؟ جای همگی شما خالی من چند روز پیش یه سفر به نیشابور
داشتم ، واقعآ خوش گذشت.چند تا عکس قشنگ هم از این سفر برای شما دوستان میذارم تا
شما رو هم تو این سفر همراه خودم کرده باشم. عکس ها رو تو ادامه ی مطلب ببینید. کنید ، دنبال بازی نگردید.ازش لذت ببرید و اگه خوشتون اومد ، برام نظر بذارید تا بازم از این بازی ها بذارم. از تعطیلاتون لذت ببرید. به یادتون هستم حتمآ تاحالا برای شما هم پیش اومده که یه نرم افزار جدید برای موبایل پیدا کرده باشید و بخواهید قبل از استفاده اونو تو کامپیوتر ببینید و امتحان کنید و اگه خوشتون اومد اونو تو گوشی تون نصب کنید . نرم افزاری که امروز براتون گذاشتم این کار رو البته فقط برای نرم افزار های جاوا انجام می ده و می تونید تو یک محیط شبیه سازی شده برنامه ها رو تست کنید. امیدوارم که به دردتون بخوره. عید خوبی داشته باشید. بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک شاخه های شسته باران خورده ، پاک آسمان آبی و ابر سپید ، برگ های سبز بید عطر نرگس ، رقص باد ، نغمه ی شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوتر های مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار ... ![]()

دانلود نسخه مخصوص ویندوز ویستا 32 بیت
جستجو ی گوگل نام خلیج فارس رو به خلیج عربی تغییر داده.برای مقابله با این
حرکت و تغییر مجدد به نام اصلی یعنی خلیج فارس روی لینک زیر کلیک کنید و نام
و ایمل خودخون رو وارد کنید ومتن رو امضا کنید.اگه تعداد امضا ها به یک میلیون نفر
برسه ، دوباره اسم خلیج همون خلیج فارس میشه
اینجا کلیک کنید
ازش استفاده کنید و لذت ببرید
(عکس ها رو تو ادامه ی مطلب ببینید)

ادامه مطلب

حجم:17.8 MB
لینک دانلود: Download
![]()
تا حالا همچین مورد باحالی نشنیده بودم.چند نفر 35 دقیقه یه دخترو سر کار میذارن.
گوش کنیدو بخندید. اینم عیدی من
ادامه مطلب
امروز یک بازی فلش براتون گذاشتم تا اگه یه وقتی خسته شدید و خواستید بازی
![]()
![]()

روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد،
و بهار،
روی هر شاخه، کنار هر برگ،
شمع روشن کرده است.
همه ی چلچله ها برگشتند،
و طراوت را فریاد زدند.
کوچه یکپارچه آواز شده است،
و درخت گیلاس،
هدیه ی جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است.
باز کن پنجره ها را ای دوست!
هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست،
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید،
نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها
جشن می گیرد.
خاک، جان یافته است.
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را...
و بهاران را باور کن!
| Design By : Night Skin |



