تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست

و خدایی که در این نزدیکیست

دست نوشته های محمد

بچه کنکوری می شویم :)


بعد از مدت ها دوری، سلاااام  :)

راستش فکر نمی کردم بعد از ازدواج اینقدر سر آدم شلوغ بشه که دیگه حتی نتونه وبلاگی رو که هر روز آپدیت می کرده دوباره به روز کنه! اما حقیقت داره، واقعا سبک زندگی تغییر می کنه!

دوستی می گفت ازدواج مثل قلعه ای می مونه که آدمای داخل قلعه دوست دارن برن بیرون و اونایی که بیرونن دوست دارن بیان داخل! اما من به همه توصیه می کنم برن توی قلعه، چون فصلی بی نظیر از زندگی رو تجربه می کنن و آگاهی شون افزایش پیدا می کنه و خلاصه هدف های مهمتری برای ادامه ی زندگی پیدا می کنن.

القصه، زیاد سرتون رو به درد نیارم. بنده با اجازه ی همه ی دوستان به مدت حدوتا 5 ماه (تا پایان بهمن ماه) میرم تو قرنطینه ی درس، آخه قرار بخونم واسه کنکور ارشد. از این رو ممکنه خیلی کم (یعنی کمتر از دو ماه قبل حتی!) به اینترنت سر بزنم. بنابر این از همینجا از همه ی دوستان التماس دعا دارم. امیدوارم با خبر های خوش برگردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 11:57  توسط محمد  | 

فصل جدید ...


درست یک هفته پیش بود، صبح زود در حرم امام رضا بودیم و مراسم عقدمان برگزار شد و من داماد شدم....
توی محضر ، پدرم شعر زیبایی رو که سروده بودن برامون خوندن، متن شعر این بود:


"هوای خوش"

 

به آمدنت کلبه دلم چراغانی است

زشوق حضورت هوای دهکده بارانی است

 

کجا بودی ای آذرخش نورانی ام

فرودآ که خانه در تک و تاب میهمانی است

 

به خلوت خود، چند روزی است می گویم

چنین قضا و قدر ، راز این شادمانی است

 

به جان من، به جانتان نمی گویم

کجا صفا، کرم، خدا بدین فراوانی است

 

منم که شرم حضور به آستان شه رضا(ع) دارم

مگر جواب رافت و لطفش به آسانی است

 

هوای خوش این روزها به رنگ نارنجی

ز لطف خدا، رنگ بزم ما شمالی، خراسانیست

 

به گوش دل شنیدم ، در شهر می گفتند

که عقد و وصال محمد و آذر آسمانی است

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 16:57  توسط محمد  | 

اندیشه نیک ...

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش








برای میلاد امام زمان (عج) طرح گرافیکی بالا رو دیدم، به دلم نشست.
شاید کوچکترین قدم همین باشد...
عیدتون مبارک :)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 21:0  توسط محمد  | 

محدودیم ، محدود ...


فرزندانمان هرگز رابطه این دو باهم را نخواهند فهمید …

همانطور كه ما خيلي از رابطه ها را نفهميديم....

هر كدام در عصر و زمان مربوط به خود محصوريم ودر اين حال ادعاي بزرگي ميكنيم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 14:2  توسط محمد  | 

ولی مطلق فقیه در تصمیم‌های خود هیچ‌گاه اشتباه نمی‌كند !!!




تا حالا به کتب دروس عموم که توی دانشگاه خوندیم با دقت نگاه کردید؟ می دونید مولف این کتاب ها چه کسانی هستند؟  معمولا این کتاب ها به صورت گروهی نوشته شده و زیر نظر رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، یعنی صاحب تصویر بالا منتشر می شوند. وقتی مطالبی مثل مطلب زیر را ( که لینکش را برای شما گذاشته ام) می خوانم، به اوج انحراف تفکری که در جامعه ایجاد شده است پی می برم. و ریشه ی این نا بسامانی ها را در کج اندیشی گروهی می بینم که لجام قدرت در دست آنهاست...

مطلب زیر را مطالعه کنید تا متوجه منظورم بشوید!

آینده نیوز - یزدی:ولی مطلق فقیه هیچ‌گاه اشتباه نمی‌كند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 16:31  توسط محمد  | 

برکتی که از سفره مان رخت بر بست...





زمانی بود که دروغ نبود، تظاهر نبود و توجیه نبود. بجایش برکت بود...
زمانی بود که اعتماد بود، رای مردم بود، زیبایی بود . گلوله و فریاد نبود، زندانی و اعتراف نبود...
چه شد که به اینجا رسیدیم؟ این بود راه روشنی که می پیمویم؟ چرا روز به روز دورتر می شویم؟



" ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ "

" فساد در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است. خدا می خواد نتیجه ی بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به سوی حق) بازگردند "
( آیه 41 - سوره روم )

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 22:42  توسط محمد  | 

در روح من باش...

دور باش اما نزدیک ، من از نزدیک بودن های دور می ترسم...



+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 22:19  توسط محمد  | 

چشمت رو درویش کن!!

حتما شنیدید که قراره در دانشگاه ها هم طرح تفکیک جنسیتی اجرا بشه.سخنان جالب رئیس دانشگاه صنعتی شریف رو چطور؟ همونایی که فرمودن:
  "زمانی که دانشجویان از محیط دبیرستان وارد محیط دانشگاه می شوند، شوکی به آنها وارد می شود "


والا ما که وارد دانشگاه شدیم شک!! بهمون وارد نشد. نمی دونم این آقایون وارد خیابون میشن چی کار می کنن؟ احتمالا یه آمبولانس باید پشت سرشون راه بیفته تا آثار شوک زدگی، ایست قلبی، حمله ی چشمی-ذهنی، حرکات غیر معمول بدن(!) و ... رو برطرف کنه!
به خدا این راهش نیست. همینطور ادامه بدیم، میرسیم به تصویر زیر!!


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 17:35  توسط محمد  | 

روزهای جدید زندگی


خوب ایام درس و امتحانات به پایان رسید و الان می تونید راحت پاتون رو دراز کنید و از روزهای خوش تابستون استفاده کنید. البته به شرطی که کارمند نباشید، کنکوری نباشید، در فکر ازدواج نباشید و...  :)

برای شروع تفریحات، یک کلیپ بسیار کوتاه اما جالب میذارم تا روحیتون رو عوض کنید. ببینید و لذت ببرید.


 از اینجا ببینید - علاء دین و غول چراغ جادو

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 11:9  توسط محمد  | 

ای پروردگار مهربان ...


یا مَنْ یُعْطِى الْكَثیرَ بِالْقَلیلِ  

یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً


اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد

اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و به كسى  تو را نشناسد...

<فرازی از دعای ماه رجب>

با این همه مهربانیت چگونه نا امید باشم از درگاهت ، چگونه نخوانمت به بزرگی و جلال

با تمام سلول های بدنم می پرستمت پروردگارم




+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 0:32  توسط محمد  | 

آرزو های بلند...

شاید یه روزی منم...


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 21:33  توسط محمد  | 

خوندن هر آنچه در ذهن شماست!



شاید کسایی که زیاد تو وب می گردن به این سایت برخورده باشن، سایتی که ادعا می کنه هر چیزی که تو ذهنتون باشه رو می خونه و بهتون میگه!
من خودم رو چند مورد تست کردم، با کمال تعجب درست حدس زد!!  از سید حسن خمینی  گرفته تا شهاب حسینی و  ناظم دوران دبستانم و  و خودم!
شما هم تست کنید و نتایج رو تو نظرات بگید، آیا تونست ذهن شما رو هم بخونه؟


این بازی کاملا از اصول برنامه نویسی پیروی می کنه، و بخاطر همین خیلی ازش لذت می برم.
اینم لینک سایت:

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 11:23  توسط محمد  | 

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود



وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود

وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من

وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من

وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من

وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من

وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من

وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من

............

می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم!



+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 18:3  توسط محمد  |